محمـــــــــــد جواد

بخندیم دور هم باشیم !(طنز)

 

مربی مهد کودک : کسری جان شمردن بلدی ؟

کسری : آره! داییم یادم داده!

مربیه : آفرین به تو پسر خوشگل و داییت!خوب حالا بگو ببینم، بعد پنج چیه؟

... ... ...

کسری : شیش!

مربیه : آفرین عزیزم، حالا بگو بعد هفت چیه؟

کسری : هشت!

مربیه : آاافرین!

حالا بگو بعد ده چیه؟

کسری : سرباز !!!

بعدش ؟ کسری : بی بی بعدش شاه .....

 

###################

 

: عزیزم دیشب خواب دیدم برای تولدم یه انگشتر الماس بهم هدیه دادی فكر میكنی

تعبیرش چیه؟!

مرد: عزیزم تا دوشنبه صبر كن معلوم میشه!

... روز دوشنبه مرد پاكتی به زن میده، زن وقتی با شوق پاكت رو باز میكنه.

داخل پاكت، كتاب تعبیر خواب بود

 

###################

 

من هروقت حس درس خوندن بهم دست میده،5 دقیقه دراز می کشم برطرف میشه

 

###################

 

یادش بخیر قدیما با هزار تومن میرفتم مغازهٔ با ۲تا نوشابه، ۳بسته چیپس، ۵تا بستنی، ۴تا شکلات میومدم بیرون.

اما الان دیگه نمی‌شه همه جا دوربین هست

 

###################

 

یارو کف دستش میخاره میگه پول داره واسم میرسه!گوشش میخاره میگه دارن پشت سرم حرف میزنن!کفه پاش میخاره میگه پول داره میره!

کثیفی بابا جون،کثیفی

برو حموم!

 

###################

 

طرف ، پیاز سرخ میکنه بوی ماهی بره؛ بعد اسفند دود میکنه بوی پیاز بره؛ بعد پنجره باز میزاره بوی اسفند بره ! تازه کلی هم خوشحاله از این ابتکارش !

 

###################

 

نظرتان در مورد این جمله چیست؟

(مهرم حلال ، جونم آزاد)

الف) زیبا ترین جمله دنیاست

ب) با معنا ترین جمله دنیاست

ج) خوشحال‌کننده‌ترین جمله دنیاست

د) تخیلی‌ترین جمله عصر کنونی است

 

###################

 

یك مورچه و یك زرافه باهم ازدواج می كنند شب عروسی مورچه گم می شه بعد از یك هفته پیداش می شه بعد زرافه بهش می گه این همه مدت كجا بودی مورچه می گه :تو راه بودم كه بیام بوست كنم

 

###################

 

یارو میره رستوران سوپ بخوره

سفارش میده ولی خیلی طول میکشه ،

میبینه یکی اونور نشسته ، یه کاسه سوپ جولوشه و داره سیگار میکشه .

میگه : جناب من عجله دارم ، سوپ شمارو بخورم، سوپ من که اومد مال شما

... سوپ رو که تا آخرش میخوره میبینه یه مارمولک خشکی تهش چسبیده !

... ... ... هر چی خورده بود بالا میاره تو کاسه !

اون سیگاریه میگه :

تو هم دیدیش ... !

 

###################


انواع عقیده در تولید :

امریکایی : هم خوب کار کنه هم با دوام باشه

انگلیسی : جنسش خوب باشه و مشتری راضی باشه

ایرانی : تا وقتی مشتری میخره سالم باشه بعد که خرید مهم نیست

چینی : فقط ایرانی بخره ... !!!!

 

###################


سه تا بهترین خوابیدن های دنیا:

1. خوابیدن رو پای مامان وقتی کلی خسته ای

2. خوابیدن رو شونه ی عشقت وقتی کلی تنهایی

3. خوابیدن با چشمای باز وقتی استاد داره درس میده

 

###################

 

چهار چیز که حوّا نمی توونست به آدم بگه: 1- آدمت می كنم! 2- از شوهرای دیگه یاد بگیر! 3- قبل از تو صد تا خواستگار داشتم ! 4- می رم خونه مامانم!

 

###################

 

ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺑﭽﮕﯽ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ

ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺑﻬﻤﻮﻥ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻦ"ﻣﺴﻮﺍﮎ"ﺿﺮﺭ

ﺩﺍﺭﻩ،ﺍﻻﻥ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺩﺭﺩ ﻧﺪﺍﺷﺖ ... !!!

همه دور هم جمع میشدیم یواشکی مسواک میزدیم...

 

###################

 

اعصاب چیست؟

چیزیست که هیچ کس ندارد ولی توقع دارند که تو حتما داشته باشی.

توقع چیست؟

چیزیست که همه دارند و تو نباید داشته باشی .... !!!!

 

###################

 

اولین سوال دخترا در شروع ترم:

استاد منابع امتحانی چیا هست؟

پسرا از استاد در شروع ترم:

استاد نه ونیمُ ده می‌دین؟؟

 

###################

 

ما ایرانی ها اولین کسانی هستیم که کشف کردیم باطری قلمی با ضربه شارژ میشه

مثال:زمانی که باتری کنترل دستگاهی ضعیف میشه و کار نمیکنه تق و تق میزنیم روش تا مجبور بشه کار کنه!!!

 

###################


تا حالا دقت کردین تو جاده های ایران وقتی قسمت انگلیسی تابلو اسم یک شهر رو می خونین بهتر متوجه میشین تا فارسیش رو ... !!!!

 

###################

 

داشتیم با مامانم تو پاساژ راه میرفتیم یهو مامانم هلم داد داشتم با مخ میخوردم زمین!!!! میگم چرا اینجوری می کنی؟؟؟؟ میگه قوز نکن!!!!

 

###################

 

یه روزایی هست كه یهو قصد می كنی اتاقتو مرتب كنی...همه ی وسایلتو كه می ریزی بیرون تازه میفهمی چه غلطی كردی

 

###################

 

گرگه در خونه بزبزقندی رو میزنه؟

شنگول میگه: کیه؟

گرگه میگه : منم آقا گرگه

شنگول و منگول و حبه انگور تحت تاثیر صداقتش قرار میگیرن و درو باز میکنن

 

###################


به مامانم میگم میخوام برم بیمارستان ملاقات خاله..

میگه :تیریپِ فامیل دوستی ور ندار ، پرستار خوشگله امروز شیفتش نیست!

 

###################




تاریخ: 26 مرداد 1391برچسب:,
ارسال توسط محمدجواد

چیز هایی که نشدیم...

ته دیگ طلایی رنگ خوشمزه هم نشدیم دو نفر سرمون دعوا کنند

شلغمم نشدیم یکی کوفتمون کنه خوب شه.....!!

ویرگول هم نشدیم هر کی بهمون رسید مکث کنه

قره قوروتم نشدیم دهن همه رو آب بندازیم

خربزه هم نشدیم هر کی می خورتمون پای لرزش هم بشینه

موبایل هم نشدیم ، روزی هزار بار نگامون کنی

پایان نامه هم نشدیم ازمون دفاع کنن

آهنگ هم نشدیم ، دو نفر بهمون گوش کن

مانیتور هم نشدیم ازمون چشم بر ندارن......!!!!!

به استاد میگم استاد شما که 9 دادی حالا این یه نمره هم بده دیگههههههههه ، یک نگاه عاقل اندر دیوانه کرد دست گذاشته رو دوشم میگه برو درس بخون پسرم ، استادم نشدیم شخصیت کسی رو خورد کنیم

کیبورد هم نشدیم ملّت به بهانه تایپ یه دستی به سر و کلمون بکشن.....

کلاه هم نشدیم ملت رو سرگرم کنیم

ای خدااااااا! بختک هم نشدیم بیفتیم رو ملت

تام و جری هم نشدیم زندگیمون سرتاسر هیجان باشه

نون هم نشدیم یکی از روی زمین ورداره بوسمون کنه

ای کی یو سان هم نشدیم تف بمالیم کف کلمون ، همه چی حل شه
مهر جانماز هم نشدیم بوسمون کنن

فلش مموری هم نشدیم حافظه مون زیاد باشه

معادله هم نشدیم ، کلی آدم دنبال این باشن که بفهمنمون و حداقل دو نفر درکمون کنن

کتابم نشدیم حداقل دوست مهربان بشیم

علف هم نشدیم حداقل به دهن بزی شیرین بیایم

عروسک هم نشدیم یکی بغلمون کنه

شارژر هم نشدیم بقیه رو شارژ کنیم

توپ فوتبالم نشدیم 22 نفر بخاطرمون خودکشی کنن

گلدونم نشدیم یکی یه گل بهمون بده

کبری هم نشدیم تصمیماتمون رو تو کتاب ها بنویسن

کزت هم نشدیم آخرش خوشبخت شیم




تاریخ: 26 مرداد 1391برچسب:,
ارسال توسط محمدجواد
دختر كوچولوی ۸ ساله با چشمان خیس و نفس نفس زنان وارد مطب دكتر شد.

دكتر گفت:چه شده دخترم؟ دختر كوچولو كه نفسش بند آمده بود با صدایی لرزان گفت:

مادرم!مادرم! حالش خیلی بد است. دكتر گفت:باید مادرت را اینجا بیاوری من كه نمیتوانم

به خانه شما بیایم. دختر گفت:من به این كوچكی كه نمیتوانم مادرم را بیاورم خواهش میكنم

اگر شما نیایید مادرم میمیرد.دكتر دلش به حال دختر سوخت و همراه او به خانشان رفت.

دكتر مادرش را معاینه كرد و با قرص و آمپول حالش را بهتر كرد. زن گفت:ممنون آقای دكتر

ولی شما از كجا میدانستید كه من مریض هستم؟ دكتر:دختر كوچولوی شما به من خبر داده

است و مرا اینجا آورد. زن گفت:ولی دختر من سه سال پیش در یك تصادف فوت شده.

او عكس دخترش را به دكتر نشان داد.پاهای دكتر از تعجب سست شده بود.

این همان دختر بود!!!!

یك فرشته كوچك و زیبا




تاریخ: 26 مرداد 1391برچسب:,
ارسال توسط محمدجواد

 

چرا دست زن رو میبوسی؟

 

از مرد فرانسوی پرسیدند:
چرا دست زن رو میبوسی؟
پاسخ داد: چون زن محترم است و نیمه گمشده مرد را تکمیل میکند


مرد آلمانی به این سوال اینگونه پاسخ داد:
زن مقدس است چون میزاید و ادامه زندگی در اوست


و پاسخ مرد ایرانی:
بالاخره باید از یه جایی شروع کنم دیگه !!!




تاریخ: 26 مرداد 1391برچسب:,
ارسال توسط محمدجواد

یادگیری لهجه اصفهانی در 3 دقیقه

 

>>1- مضاف و موصوف همیشه «ی» میگیرد
>>مثال: درِ باغ ===» دری باغ

گل قشنگ ===» گلی قشنگ

آدم خوب ===» آدمی خُب


>>2- «د» ما قبل ساكن قلب به «ت» میشود
>>مثال: پراید ===» پرایت

آرد ===» آرت

 

>>3- واو ساكن آخر كلمه به «ب» قلب می‌شود
>>مثال: گاو ===» گاب


>>4- اصولاً در هر كجا كه فتحه قشنگ باشد كسره بكار میرود و هر كجا كه كسره كلمه را زیبا میكند فتحه بكار میرود
>>مثال برای فتحه: اَز===» اِز

قفَس ===» قفِس

اَزَش ===» اِزِش

بِِزَن ===» بِِزِن
>>مثال برای كسره: اِمروز===» اَمروز

جمعِه===» جمعَه

سِفید===» سَفید

حِیفِ===» حَیفس

فِشار===» فَشار


>>5- صدای « اُ » هیچ جایگاهی نداشته و به «او» تبدیل میشود.
>>مثال: شما===» شوما

كجا===» كوجا

چادر===» چادور


>>6- حرف «و» در قالب حرف ربطی به به «آ» تبدیل میشود
>>مثال: من و تو و حسن ===» منا تو آ حسن


>>7- اصولا خود « آ » به عنوان یك حرف ربط به كار میرود
>>مثال: من هسم، آ بابامم هسن
>>در ضمن حرف « آ » به معنای «به علاوه» هم به كار میرود
>>مثال: 5+4+3 ===» 5 آ 4 آ 3


>>8- حرف « ه » در لهجه اصفهانی به نوعی نابود شده
>>مثال: بچه ها ===» بِچا

گربه ها ===» گربا

میجهد===» می جِد
>>ه در آخر افعال به «د» ساكن بدل میشود.
>>بره===» برد

بشه===» بشد
>>«ه» به ی تبدیل میشود.
>>بهتر===» بیتِرِس

سر راهی===» سری رایِس

گربه===» گربیِه
>>«ه» به «ش» تبدیل میشود.
>>بهش میگم ===» بشش میگم
>>«ه» به «و» بدل میشود.
>>ما هم می آییم ===» ما وَم میَیم
>>نكته: به غیر اول شخص مفرد حروف «خوا» به «خ» تبدیل میشود
>>میخوای ===» می خَی


>>9-
در برخی افعال حرف «ی» به «اوی» تبدیل میشود
>>میشنوی===» میشنُوی میگی ===» میگوی


>>10- اگر حرف اول كلمه «ب» یا «ن» باشد و حرف سوم «ی» یك «ی» بعد از «ب» یا «ن» اضافه میشود
>>بگیر===» بیگیر

بشین ===» بیشین

بریز ===» بیریز

ببین ===» بیبین




تاریخ: 26 مرداد 1391برچسب:,
ارسال توسط محمدجواد

 

وصیت نامه منتشر نشده بزبز قندی !!!



دوست داشتم قبل از رفتنم چندتا نکته و اندرز برای شما داشته باشم، هرچند که می دانم نسل امروز نسبت به هرگونه پند و نصیحتی آلرژی دارد و زود فیوز می پراند. اما خب با تحمل کردن این چند خط، جانتان که بالا نمی آید، ناسلامتی من دارم می میرم. پس خوب و با دقت گوش بدهید:

1. شنگول جان! تو برادر بزرگتر آن دوتای دیگر هستی، پس مراقبشان باش، مرسی. دفعه قبل که آقا گرگه وارد خانه شده بود و تو و منگول را قورت داده بود، من رسیدم و شکمش را پاره کردم و آزادتان کردم. اما از این به بعد من دیگر نیستم. اون قدیم مدیم ها قصه اینجوری بود که آقا گرگه اول صدایش را نازک می کرد و در می زد، شما پا نمی دادید.بعد دستهایش را آردی می کرد، شما پا نمی دادید.بعد سر و صورت و پاهایش را سفید می کرد، شما گول می خوردید و پا می دادید و در را باز می کردید. اما توی این دور و زمانه، عزیزم! گرگ ها اینقدر پر رو شده اند که نه تنها صدا نازک نمی کنند بلکه ادعای مامان شما بودن را هم ندارند و صاف و پوست کنده می گویند که: « لطفاً در را باز کنید؛ من گرگ هستم!» تا اینجایش که جای ترس ندارد. اما من از این می ترسم که شما هم آنقدر بزغاله باشید که حاضر شوید در و دروازه را راحت به روی گرگ باز کنید و نه تنها منتظر منت و التماس و در نهایت حمله آقا گرگه نشوید بلکه خودتان داوطلبانه open door شوید. و توی شکم گرگه افتخار کنید که ما اگر در را باز نمی کردیم، خانه را روی سرمان خراب می کرد!


2. منگول جان، آی بزغاله با توام! 75 درصد نگرانی من بابت تو است. بابت منگل بازی هایی که گهگاه از خودت استخراج می کنی و دیگران را هم با خودت به ته چاه می کشی. یادت نرود که هر گرگ و شغالی پشت در خانه هر بز و بزغاله ای، فقط به یک چیز می اندیشد که آن یک چیز نه اجاق گاز توست، نه النگو و گوشواه و بوق مرمری توست، نه پلی استیشن و انبار علوفه توست و نه چیز دیگری جز تو و آن گوشت خوش مزه ات! به همین خاطر تا وقتی پشت در هست، حاضر
است هر شرط و تبصره و IF تو را سه سوت بپذیرد. ولی وقتی در باز شد و چراغ سبز نشان داده شد، هر راننده ای پایش را از روی ترمز بر می دارد و گاز می دهد و گاز می زند(!) یاس منگولا جونم!


3. حبه انگورکم، خوشگل و با نمکم. دختر کوچولو و دوست داشتنی ام. حبه جانم! من از تو فقط خاطره های خوش و قشنگ به یاد دارم.یادت هست اولین سالی که دانشگاه قبول شدی و رفتی، برایم نامه نوشتی: « بزی نشست رو ایوونش، نامه نوشت به مادرش ... .» من همانجا زیر لب گفتم ای ول حبه، دمت جزغال! همین روحیه ات را حفظ کن و بدان گرگها از شاخ تو همیشه می ترسند. امید مامان بزی تویی. مراقب برادرهای دست و پا چلفتی ات هم باش که گافهای جواتی ندهند و اگر روزی رسید که دیدی منگل بازی های منگول و آب شنگولی خوردن های شنگول دارد کار دستت می دهد، باز هم بپر پشت ساعت دیواری وپشت تیک و تاک ثانیه ها مخفی شو.

گذشته از طنز بودن مطلب؛ نکات جالبی دارد.




تاریخ: 26 مرداد 1391برچسب:,
ارسال توسط محمدجواد

 

جغرافیاى خانم ها و آقایان  (طنز)

 

جغرافیاى خانم ها

خانم ها در سن ۱۸ تا ۲۱ سالگى ، مانند آفریقا یا استرالیا هستند

نیمه كشف شده، وحشى، با زیبایى هاى افسون كننده ى طبیعى

 

در سن 21 تا ۳۰ سالگى، مثل امریكا یا ژاپن هستند:

كاملا كشف شده، بسیار توسعه یافته، آماده براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد یا اتومبیل .

 

در سن 30 تا ۳۵ سالگى، مانند هند یا اسپانیا هستند:

بسیار داغ، آسوده خاطر و آرام، و آگاه به زیبایى هاى خود.

 

بین سن 35 تا ۴۰ سالگى، مانند فرانسه یا آرژانتین هستند:

بدین معنا كه اگر چه ممكن است در جریان جنگ نیمه ویران شده باشند، اما هنوز جاهاى بسیارى براى تماشا دارند .

 

در سن 40 تا ۵۰ سالگى، مثل یوگسلاوى یا عراق هستند:

جنگ را باخته اند. هنوز گرفتار اشتباهات پیشین اند. و به باز سازى كامل نیاز دارند .

 

بین 50 تا ۶۰ سالگى، مانند روسیه یا كانادا هستند:

بسیار پهناور، آرام و مرز ها بدون مرزبان، اما سرماى زیاد، خلایق را از آنان می رماند.

 

در سن 60 تا ۷۰ سالگى، مانند انگلستان یا مغولستان اند:

با یك گذشته ى درخشان و بدون آینده .

 

بعد از ۷۰ سالگى، شبیه آلبانى یا افغانستان اند:

همگان میدانند كه در كجایند، اما هیچكس به سراغ شان نمى رود.

 

 

جغرافیاى آقایان

از 18 تا 50 سال مثل ایران :

راهنما و حلال مشکلات دنیا ولی در كار خود مانده .

 

بعد از 50 سالگى، شبیه عربستان هستند:

همگان فقط به خاطر مال و ثروت به آنها احترام می گذارند




تاریخ: 26 مرداد 1391برچسب:,
ارسال توسط محمدجواد

 

پاسخهای جالب دانش آموز زرنگ

 

پاسخهای جالب این دانش اموز باعث شد تا نمره صفر نگیرد. سوال ها و جوابها را بخوانید.

درکدام جنگ ناپلئون مرد؟

در اخرین جنگش

 

اعلامیه استقلال امریکا درکجا امضاشد؟

در پایین صفحه

 

چگونه می توانید یک تخم مرغ خام را به زمین بتنی بزنید بدون ان که ترک بردارد؟

زمین بتنی خیلی سخت است و ترک بر نمی دارد

 

علت اصلی طلاق چیست؟

ازدواج

 

علت اصلی عدم موفقیتها چیست؟

امتحانات

 

چه چیزهایی را هرگز نمی توان درصبحانه خورد؟

نهار و شام

 

چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است؟

نیمه دیگر ان سیب

 

اگر یک سنگ قرمز را در دریا بیندازید چه خواهد شد؟

خیس خواهد شد

 

یک ادم چگونه ممکن است هشت روز نخوابد؟

مشکلی نیست شبها می خوابد

 

چگونه می توانید فیلی را با یک دست بلند کنید؟

شما امکان ندارد فیلی را پیدا کنیدکه یک دست داشته باشد

 

اگر در یک دست خود سه سیب و چهارپرتقال و در دست دیگر سه پرتقال و چهار سیب داشته باشید کلا چه خوهید داشت؟

دستهای خیلی بزرگ

 

اگر هشت نفر در ده ساعت یک دیوار را بسازند چهارنفر ان را درچند ساعت خواهند ساخت؟

هیچ چی چون دیوار قبلا ساخته شده!!!‬




تاریخ: 26 مرداد 1391برچسب:,
ارسال توسط محمدجواد

 

 

کله پاچه,طنز خنده دار

 

 

روزی مردی پسر کوچکش را به بازار فرستاد تا کله‌ی پخته‌ی گوسفند بخرد و به خانه بیاورد. کودک کله را خرید اما بوی خوش آن برای کودک گرسنه قابل تحمل نبود، پس به گوشه‌ای رفت و گوشت و مغز و چشم و زبان آن را خورد و بعد استخوان‌های آن را در نان پیچید و با خود به خانه آورد. وقتی پدر نان را گشود و با استخوان‌های سر گوسفند رو به رو شد به پسر گفت:

ـ چشم‌های او کجاست؟

کودک گفت: این گوسفند کور بوده است!

ـ زبان او کجاست؟

ـ این گوسفند لال بوده است!

ـ هرچه می‌گویی قبول، اما مغز او کجاست؟

ـ این گوسفند مغزش را در آموزش به گوسفندهای دیگر از دست داده است.

پدر در حالی که استخوان‌ها را دوباره در نان می‌پیچید به پسر گفت: برخیز،برخیز و به دکان کله‌پز برو، و بگو که من این کله را نمی‌خواهم. کودک گفت: او این کله را از من پس نخواهد گرفت، زیرا آن را با تمام عیب‌هایش به من فروخته است!




تاریخ: 26 مرداد 1391برچسب:,
ارسال توسط محمدجواد

طنز ایرانی

 


یک عدد نان سنگک، از دوره ی دویست تومانی، در فریزر مانده، کاملا سالم، بدون کپک، به بالاترین پیشنهاد فروخته می شود. قیمت پایه 300 تومان

 

##############

 

کارشناس: و لذا شاهد هستیم که کاهش افزایش پیدا کرده
مجری تلویزیون: ؟؟؟؟!!! منظورتون این هست که کمتر شده؟
کارشناس: یعنی بیشتر کم شده
مجری: یعنی با کاهش رو به رو هستیم؟
کارشناس: نرخ کاهش افزایش یافته
مجری: ... بله ... ادامه بدیم ...

 

##############

 

الناز توی فیسبوکش نوشت:
امرو نشستم تو تاکسی
مرده گفت
میشه با تلفنتون یه زنگ بزنم
من اون لحظه خیلی به نظر زرنگ اومدم از نظر خودم که گفتم
بگید شماره تونو بگیرم
گفت ، گرفتم
موبایل خودش زنگ خورد
پیاده شد
دود از کله ی ابلهم بلند شد
به راننده گفتم
ما چقد ساده ایم به قرآن
راننده هه گفت : نخیر خانوم
شما ساده ای
ما نیستیم

 

##############

 

بعله یارو با شلوار جین پاره و موهای فشن و خواهر و مادر خفن تر از خودش اومده خواستگاری خواهرم،
میگه من می خوام همسر آیندم چادری باشه

 

##############


پونصد تومان بهش دادم فالمو میگیره میگه آینده تاریكی در پیش داری! میگم جدی میگی؟؟؟
میگه یه هزاری بده شاید یه روشنایی پیدا شه

 

##############


میری رستوران بین راهی دستشویی، میای بیرون یه نفر دنبالت میدوئه که آقا پولش!!! میگی آخه آقا جان این دستشویی هم کثیفه، هم چاهش گرفته، هم صابون نداره!!! یارو چنان داد و فریاد میکنه انگار دزد گرفته!!! آخر مجبور میشی پول رو بدی

 

##############

 

قبل از ١٢ بخوابیم میگن مرغی، بعد از ١٢ بخوابیم میگن جغدی، رأس ١٢ بخوابیم میگن بمیر بابا با این سر وقت خوابیدنت...
چه غلطی كنیم بالاخره؟

 

##############

 

طرف با هزار بدبختی از خورد و خوراک زن و بچش زده پنجاه تومن جور کرده سر عقد بده به بچه برادرش
اونوقت فامیلای دختره میخونن چرا بیشتر ندادی ؟ چرا ویلا ندادی ؟

 

##############

 

بچه هه تا دیروز واسه باباش چشم-چشم-دو ابرو میکشید ، امروز شاخ و شونه میکشه

 

##############

 

تو تاکسی بودیم، بعد راننده هه اومد از یه فرعی تو اصلی بپیچه به راست، از 5 نفر آدم تو ماشین 4 نفر سمت چپو نگاه کردن که ببینن ماشین میاد یا نه. تنها کسی که نگاه نکرد راننده بود

 

##############

 

اولین جلسه ی کلاس بود، استاد اسامی بچه ها را یکی یکی می خواند، رسید به اسم «بارانه». شخص مورد نظر را که پیدا کرد پرسید: واسه چی بارانه؟ دختر جواب داد: واسه اینکه روز تولدم بارون میومده ! برادر اهل دلی از ته کلاس گفت: خوبه اون روز آفتابی نبوده




تاریخ: 26 مرداد 1391برچسب:,
ارسال توسط محمدجواد

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد

آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی
ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 6
بازدید دیروز : 5
بازدید هفته : 31
بازدید ماه : 190
بازدید کل : 29533
تعداد مطالب : 12
تعداد نظرات : 16
تعداد آنلاین : 1